خرید بک لینک

یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 6:21

ما همه آدمهایی هستیم که: «گذشته را» یدک میکشیم

و سَلانه سَلانه به سمتِ آینده میدویم

با کولهباری "پُر از خاطره و احساسِ" مرده!

سنگینتر از نگاهِ شب میدویم و خسته میشویم،

آنقدر خسته میشویم که: خودمانرا هم در روزمرگیهایمان گُم میکنیم

آنقدر خسته کـه: در میانِ سیاه و سفیدیهای زندگی

خودمان را بین جدول خیابانها جا میگذاریم،ما «گذشته را یدک میکشیم»


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

خدا چقدر برای خلقکردنِ این آدمها وقت صرف کرده؟ آدمهایی که وقتی حرف میزنند انگار با تمامِ وجود "نوازشت" میکنندمیگویند سلام، سلامشان دست میکشد روی انگشتانت میگویند خوبی و خوبی گفتنشان موهایت را نوازش میکند! میگویند روزگار بر وفق مراد است، وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

بعضیها هم هستند که تا "دلشان میگیرد" و غصهدار میشوند

دلت میخواهد هرچه غصه دارند را، بخری و برداری و ببری و بزنی به نام خودت!

دلت میخواهد گیر دلشان را باز کنی، حالا با دست نشد با دندان!

با دندان نشد آن "تیکه گیر شده" را برداری و یک تیکه سالم از دلت را برداری و بچسبانی به جای خالی دلش!

آنوقت خودت میدانی و این دلگیری که حالا برای خودت شده خواستی بازش کن، خواستی نگهشدار، برای یادگاری!

این غصهها و این دلگیریها را "باید" بیمنت بخواهی، بیهیچ دلیل!!


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

لحظه به لحظه زندگی را، باید دوست داشت! با تمامِ سختیها، نامهربانیها و تردیدهاو هرچیزی در زمان خودش زیباست! تو نمیتوانی چیزی را که: متعلق به زمان دیگریست، دوست داشته باشی! لذت ببری و طعم شیرینش را مزه کنی وقتی "چیزی یا کسی" را از دست میدهیم، آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

بیرحمانهتر از شب هم مگر هست؟

تمام خاطرات را جمع میکند،

تمامِ خندهها و برقِ چشمهایش تن صدایش

و بعد به غیرمنتظره ترین حالت ممکن

و بدون هیچ پسلرزهای بر سرت آوار میشود...


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

آدمها اصلا عجیب و غریب نیستند! فقط گاهی عشقشان تمام میشود،مانند سوی چشمشان،مثل اشتهایشان، مثل شنواییشان مثل اعصاب و حوصلهشان! و گاهی عشقشان تمام میشود. آدم وقتیکه عشقش ته میکشد، کمتر عصبانی میشود و کمتر غصه میخورد، کمتر شب ها بیخواب میشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

اين روزها ديدهای؟

آدم ها از پايان جهان میترسند

عشق من میدانی؟

فقط وقتی تو نباشی دنيا تمام میشود...

برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد،

دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد

همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد،

چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد

همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ،

احساسی بود که مرا درک میکرد

حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ،

نه صداییست که مرا آرام کند

و نه طبیبیست که مرا درمان کند


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !


برچسب: نویسنده: مهدی فدایی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی