یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
و سَلانه سَلانه به سمتِ آینده میدویم
با کولهباری "پُر از خاطره و احساسِ" مرده!
سنگینتر از نگاهِ شب میدویم و خسته میشویم،
آنقدر خسته میشویم که: خودمانرا هم در روزمرگیهایمان گُم میکنیم
آنقدر خسته کـه: در میانِ سیاه و سفیدیهای زندگی
خودمان را بین جدول خیابانها جا میگذاریم،ما «گذشته را یدک میکشیم»
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی

برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
دلت میخواهد هرچه غصه دارند را، بخری و برداری و ببری و بزنی به نام خودت!
دلت میخواهد گیر دلشان را باز کنی، حالا با دست نشد با دندان!
با دندان نشد آن "تیکه گیر شده" را برداری و یک تیکه سالم از دلت را برداری و بچسبانی به جای خالی دلش!
آنوقت خودت میدانی و این دلگیری که حالا برای خودت شده خواستی بازش کن، خواستی نگهشدار، برای یادگاری!
این غصهها و این دلگیریها را "باید" بیمنت بخواهی، بیهیچ دلیل!!
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
تمام خاطرات را جمع میکند،
تمامِ خندهها و برقِ چشمهایش تن صدایش
و بعد به غیرمنتظره ترین حالت ممکن
و بدون هیچ پسلرزهای بر سرت آوار میشود...
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی

اين روزها ديدهای؟
آدم ها از پايان جهان میترسند
عشق من میدانی؟
فقط وقتی تو نباشی دنيا تمام میشود...
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد
همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد،
چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد
همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ،
احساسی بود که مرا درک میکرد
حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ،
نه صداییست که مرا آرام کند
و نه طبیبیست که مرا درمان کند
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی
یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی