و سَلانه سَلانه به سمتِ آینده میدویم
با کولهباری "پُر از خاطره و احساسِ" مرده!
سنگینتر از نگاهِ شب میدویم و خسته میشویم،
آنقدر خسته میشویم که: خودمانرا هم در روزمرگیهایمان گُم میکنیم
آنقدر خسته کـه: در میانِ سیاه و سفیدیهای زندگی
خودمان را بین جدول خیابانها جا میگذاریم،ما «گذشته را یدک میکشیم»
برچسب:
نویسنده: مهدی فدایی